صائب تبریزی › شمارهٔ ۲۸۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

صفای عارضش ته جرعه بر مهتاب می ریزد / لبش بیهوشدارو در شراب ناب می ریزد
نمی دانم چه خصمی با نوای بلبلان دارد / که شبنم هر سحر در گوش گل سیماب می ریزد