صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۰۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید / مرا آیینه دل هم برون از زنگ می آید
ز بس رگ بر تنم گردیده خشک از ناتوانی ها / به گوشم از خراش سینه بانگ چنگ می آید
نباشد بیش ازین صائب عیار پستی طالع / که تیر من به سنگ از چرخ مینا رنگ می آید