صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۱۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

زلف او کی به خیال من غمناک افتد؟ / مگر از شانه به فکر دل صد چاک افتد
پرتو حسن غریب تو ازان شوخترست / که ازو عکس بر آیینه ادراک افتد
رشته گوهر سیراب شود مژگانش / هر که را چشم بر آن روی عرقناک افتد