صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۲۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

خنک آن دل که ز وسواس تمنا گذرد / دامن افشان چو نسیم از سر دنیا گذرد
در دل سنگ توان رخنه به همواری کرد / رشته را عقد گهر کوچه دهد تا گذرد
به شتابی که گذشتم من ازین وحشتگاه / رفرف موج مگر از سر دریا گذرد