صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۴۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

کجا دماغ تو گرم از شراب می گردد؟ / که می ز شرم نگاه تو آب می گردد
همیشه در پی آزار ماست چشم فلک / به قصد شبنم ما آفتاب می گردد