صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۵۲| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازد / ز گرد بالش خورشید متکا سازد
عبث به کینه ما گرم می شود دشمن / سموم را چمن خلق ما صبا سازد
ترا که باده لعلی است در قدح مپسند / که استخوان مرا درد کهربا سازد