صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۶۴| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ترا که چتر زراندود آفتاب بود / هلال عید به اندازه رکاب بود
همان خورم به رگ خواب نیش بیداری / اگر چه بسترم از پرده های خواب بود
مزن به شیشه ما سنگ محتسب زنهار / کبوتر حرم ما بط شراب بود