ز درد می دل زهاد با صفا نشود / که چشم آبله روشن به توتیا نشود
پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلان / چو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود
جدا فتاده ام از کاروان در آن وادی / که ناله جرس از کاروان جدا نشود
گرفته ای پی طول امل به عنوانی / که هیچ کور چنان پیرو عصا نشود
تا ز خود گم نشود دل به هدایت نرسد / درد درمان نشود تا به نهایت نرسد
راه طی گشت و همان دوری منزل برجاست / که شنیده است که منزل به نهایت نرسد؟
ستم این است که می فهمد و می پوشد چشم / کاش آن شوخ به مضمون شکایت نرسد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.