صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۸۱| ” میراث‌دار ادب پارسی “

داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند / گوهری را که عزیزست به گنجینه نهند
بی تو جمعی که نظر آب دهند از گلزار / تشنگانند که بر ریگ روان سینه نهند
قسمت مردم هموار نگردد سختی / بالش از موم به زیر سر آیینه نهند