صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۸۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ماه از حجاب روی تو پروین عرق کند / آیینه را شکوه جمال تو شق کند
اسکندرست اگر چه بود در لباس فقر / هر کس که اختصار به سد رمق کند
چون با رخ تو چهره شود مه، که آفتاب / از شرم عارضت ز شفق خون عرق کند