صائب تبریزی › شمارهٔ ۳۸۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟ / تا کی کسی شناه به دریای خون کند؟
هر کس ز عشق سایه دستی گرفته است / چون تیشه دست در کمر بیستون کند
روزی که چرخ پنبه گذارد به داغ ما / خورشید سر ز روزن مغرب برون کند
اول شکار لاغر آن صید پیشه ایم / ما را مگر شهید برای شگون کند