صائب تبریزی › شمارهٔ ۴۷۹| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تیغی که غمزه تو کند سایه پرورش / ابریشم بریده شود زلف جوهرش
بی عشق، آه در جگر روزگار نیست / خاکستری است چرخ که عشق است اخگرش
دارد خطر ز جنبش مژگان سفینه اش / چشمی که نیست حیرت دیدار لنگرش