صائب تبریزی › شمارهٔ ۴۸۰| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در گرد خط نهان شد روی عرق فشانش / خط غبار گردید دیوار گلستانش
کوتاه بود دستم تا داشت اختیاری / قالب چو کرد خالی شد بهله میانش
آن شوخ پاکدامن تا لب ز باده تر ساخت / بوی امیدواری می آید از دهانش