صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۱۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

برون ز شیشه افلاک همچو رنگ زدیم / به عالمی که در او رنگ نیست چنگ زدیم
شکست بر دل ما آن زمان گوارا شد / که مومیایی احباب را به سنگ زدیم