صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۳۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

چون گل پی رنگینی دستار نباشم / چون آب روان تشنه رفتار نباشم
اشکم که به هر تنگ نظر گرم نجوشم / آهم که به هر سردنفس یار نباشم
ناقوس غریبانه به فریاد درآید / آن روز که در حلقه زنار نباشم
زین شهر چرا روی به صحرا نگذارم؟ / دیوانه شدم، چند گرفتار نباشم؟