صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۵۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن / ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم / به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت / چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن