صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۵۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

به فکر از عقده افلاک نتوان کرد سر بیرون / چرا در بیضه آرد مرغ زیرک بال و پر بیرون؟
چو ملک دلنشین نیستی ملکی نمی باشد / که از دلبستگی ز آنجا نمی آید خبر بیرون
ز فرش بوریا گردید خواب تلخ من شیرین / ز بندیخانه نی صاف می آید شکر بیرون