صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۵۶| ” میراث‌دار ادب پارسی “

راز عشق از دل بی تاب نیاید بیرون / گل از آتش، شکر از آب نیاید بیرون
نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید / یوسف از نیل به این آب نیاید بیرون
در چنین فصل بهاری که گل از سنگ دمید / زاهد از گوشه محراب نیاید بیرون
نیست از ورطه افلاک خلاصی ممکن / به شنا موج ز گرداب نیاید بیرون