صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۷۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

از کجی ناخنه دیده انور گردی / راست شو راست که سرو لب کوثر گردی
نعل نان است در آتش ز پی گرسنگان / چه ضرورست پی رزق به هر در گردی؟
خم نمودند قدت را که زمین گیر شوی / نه که از بی بصری حلقه هر در گردی
بوالهوس نیست به لطف تو سزاوار، ولی / شرمت آید ز غلط کرده خود برگردی