صائب تبریزی › شمارهٔ ۵۹۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

تیغ دو دم بود لب خندان به چشم من / شاخ گل است زخم نمایان به چشم من
گشته است از نظاره آن سرو جامه زیب / سوهان روح، سرو گلستان به چشم من
صبح دگر شود ز پی خواب غفلتم / خالی اگر کنند نمکدان به چشم من