صائب تبریزی › شمارهٔ ۶۱۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

درگذشت از خاکساری دشمن از آزار من / شد حصار عافیت کوتاهی دیوار من
سخت جانی داردم از شکوه گردون خموش / خنده کبک است شور سیل در کهسار من