صائب تبریزی › شمارهٔ ۶۴۷| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ز چهره تو چو خوشید نور می بارد / اگر تو در دل شبها ستاره بار شوی
به اعتبار جهان التفات اگر نکنی / به دیده همه کس ز اهل اعتبار شوی
اگر ز نعمت الوان به خون شوی قانع / چو نافه از نفس گرم مشکبار شوی
فریب وعده بی حاصلان مخور صائب / که همچو ساده دلان خرج انتظار شوی