عطار › قحطی مصر و مردن مردم و گفتهٔ مرد دیوانه| ” میراثدار ادب پارسی “
خاست اندر مصر قحطی ناگهان / خلق میمردند و میگفتند نان
جملهٔ ره خلق بر هم مرده بود / نیم زنده مرده را میخورده بود
از قضا دیوانه چون آن بدیدای / خلق میمردند و نامد نان پدید
گفت ای دارندهٔ دنیا و دین / چون نداری رزق کمترآفرین
هرک او گستاخ این درگه شود / عذر خواهد باز چون آگه شود
گر کژی گوید بدین درگه نه راست / عذر آن داند به شیرینی نه خواست
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.