سنایی › شکایت از روزگار| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد / کو دل آزاده‌ای کز تیغ او مجروح نیست
در عنا تا کی توان بودن به امید بهی / هر کسی را صابری ایوب و عمر نوح نیست