سنایی › شمارهٔ ۱۱۵| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ای آنکه ترا در تو تویی نیست تصرف / آن به که نگویی تو سخن را ز تصوف
در کوی تصوف به تکلف مگذر هیچ / زیرا که حرامست درین کوی تکلف
در عشوهٔ خویشی تو و این مایه ندانی / ای دوست ترا از تو تویی تست تخلف
راهیست حقیقت که درو نیست تکلف / زنهار مکن در ره تحقیق توقف
می‌نشنود امروز سنایی به حقیقت / بگرفت به اسرار ره عشق و تعنف
گر زین که اگر نشنوی ای دوست ازین پس / بر شاهد یوسف نکنی قصهٔ یوسف