سنایی › از من جدا شد ناگهان بر من جهان شد چون قفس| ” میراثدار ادب پارسی “
المستغات ای ساربان چون کار من آمد به جان / تعجیل کم کن یک زمان در رفتن آن دلستان
ای چون فلک با من به کین بی مهر و رحم و شرم و دین / آزار من کمتر گزین آخر مکن با من چنین
آرام جان من مبر عیشم مکن زیر و زبر / در زاری کارم نگر چون داری از حالم خبر
دایم ز حسن آن صنم چون چشم او بختم دژم / چون زلف او پشتم به خم دل پر ز تف رخ پر ز نم
چون بست محمل بر هیون از شهر شد ناگه برون / من پیش او از حد برون خونابه راندم از جفون
هر روز برخیزم همی در خلق بگریزم همی / با هجر بستیزم همی شوری برانگیزم همی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.