سنایی › ف| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سنایی - حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
فی عزّة‌القرآن انّها لیست بالاعشار والاخماس
بهر یک مشت کودک از وسواس / نامش اعشار کرده‌ای و اخماس
کرده منسوخ حکم هر ناسخ / نشده در علوم آن راسخ
متشابه ترا شده محکم / کرده بر محکمش معوّل کم
تو رها کرده نور قرآن را / وز پی عامه صورت آنرا
ساخته دست موزهٔ سالوس / بهر یک من جو و دو کاسه سبوس
گه سرودش کنی و گاه مثل / گاه سازی ازو سلاح جدل
گه زنی در همش به بی‌ادبی / گه شمارش کنی به بوالعجبی
گه ز پایان به سر بری به خیال / گه درونش برون کنی به محال
گه کنی بر قیاس خود تأویل / گه کنی حکم را برین تحویل
گه به رای خودش کنی تفسیر / گه به علم خودش کنی تقریر
می نگردی مگر به بیغاره / گرد صندوقهای سی پاره
گاه گویی رفیق جاهل را / یا نه کرباس‌باف کاهل را
که نویسم ترا یکی تعویذ / پاک‌دار ای جوان مدار پلیذ
لیک هدیه پگاه می‌باید / خون مرغ سیاه می‌باید
این همه حیله بهر یک دو درم / شام تا چاشتی ز بهر شکم
عمر بر داده‌ای به خیره به باد / من چه گویم برو که شرمت باد
در یکی مسجدی خزی به هوس / حلق پر بانگ همچو نای و جرس
زین هوس شرم شرع و دینت باد / یا خرد یا اجل قرینت باد
با چنین خود و فضل و فرهنگت / شرم بادا که نیست خود ننگت