سنایی › د| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سنایی - حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
در وجد و حال
در طریقی که شرط جان سپریست / نعرهٔ بیهده خری و تریست
مردِ دانا به جان سماع کند / حرف و ظرفش همه وداع کند
جان ازو حظِّ خویش برگیرد / کارها جملگی ز سر گیرد
با مرید جوان سرود و شفق / همچنان دان که مردِ عاشق و دق
حال کان از مراد و زرق بُوَد / همچو فرعون و بانگ غرق بُوَد
بانگ او حال غرق سود نکرد / آتش آشتیش دود نکرد
الامان ای مخنّث ملعون / بهر میویز باد دادی کون
هرکه در مجلسی سه بانگ کند / دان کز اندیشهٔ دو دانگ کند
ور نه آه مرید عشق‌الفنج / همچو ماریست خفته بر سر گنج
اژدها کو ز گنج برخیزد / مُهرهٔ کامش آتش انگیزد
کخ کخ اندر فقر چیست خری / چک چک اندر چراغ چیست تری
آب و روغن چو درهم آمیزد / نور در صفو روغن آویزد
تف چو روغن ز پیش برگیرد / نم بیگانه بانگ درگیرد
آه رعنایی طبیعت تست / راه بینایی شریعت تست
آینه روشنست راه شما / پردهٔ آینه است آه شما