سنایی › ا| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سنایی - حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
التمثیل فی خلقة آدم و عیسی‌بن مریم علیهماالسلام
پدر آدم اندرین عالم / هست از آن دم که زادهٔ مریم
تن که تن شد ز رنگ آدم شد / جان که جان شد ز بوی آن دم شد
هرکرا آن دمست آدم اوست / هرکرا نیست نقش عالم اوست
آدم آن دم که از قدر دریافت / دل خبر یافت سوی جان بشتافت
که از این دم خبر چگونه دهی / گفت هستم ز جام و جامه تهی
جامه و جام ما تهی زانست / کین گرانمایه سخت ارزانست
همه خواهی که باشی او را باش / برِ او سوی خویش هیچ مباش
بر پریده ز دام ناسوتی / در خزیده به دام لاهوتی
دیده خطهای خطّهٔ ملکوت / همچو عیسی به دیدهٔ لاهوت
آنکه در بند این جهان آویخت / سود کرد ار ز لشکرش بگریخت
کاین جهانیست مایهٔ غم و رنج / خوانده عاقل ورا سرای سپنج
رهبرت باد بهر صورت و جان / این جهان عقل و آن جهان ایمان
خنک آنکس که عقل رهبر اوست / هر دو عالم به طوع چاکر اوست
خنک آنکس که نقش خویش بشست / نه کس او را نه او کسی را جست
همچو نقش زیاد سوی بسیچ / نبود جز یکی و آن یک هیچ
خویشتن را یکی مخوان در ده / کان یکی نیست هیچ از آن یک به
تو یکیی ولیک هم ز اعداد / نام داری و بس چو نقش زیاد
چون درآمد وصال را حاله / سرد شد گفت و گوی دلّاله
گرچه دلّاله مُنبی کار است / گاه خلوت ترا گرانبار است
زانکه باشد ز روی عقل و نظر / دو هزیمت بوقت خود سه ظفر
پس تو ای بوالفضول بلغاری / چون در این رود بر پل و غاری