سنایی › د| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سنایی - حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
در فترت و جهالت گوید و ستایش پیغمبران علیهم‌السلام کند ذکرالانبیاء خیر من حدیث الجهلاء
انبیا راستانِ دین بودند / خلق را راه راست بنمودند
چون به غرب فنا فرو رفتند / باز خود کامگان برآشفتند
پرده‌ها بست ظلمت از شب شرک / بوسها داد کفر بر لب شرک
این چلیپا چو شاخ گل در دست / وآن چو نیلوفر آفتاب‌پرست
این صنم کرده سال و مه معبود / وآن جدا مانده از همه مقصود
این شمرده ز جهل بی‌برهان / بدی از دیو و نیکی از یزدان
خاک پاشانِ آتش آشامان / آبْ کوبان بادْ پیمایان
این چو باده ز مغز عقل زدای / وان چو نکبا ز سر عمامه‌ربای
این وثن را خدای خود خوانده / وآن شمن‌وار دین برافشانده
این یکی سحر آن دگر تنجیم / این یکی در امید وان در بیم
همه ناخوبْ سیرتان بودند / همه اعمی بصیرتان بودند
عام قانع شده به ریمن دین / خاص مشغول در نشیمن دین
دین حق روی خود نهان کرده / هریکی دین بد عیان کرده
بدعت و شرک پر برآورده / رندقه جمله سر برآورده
این به تلقین هرزه‌ای در بند / وآن به تخییل بیهده خرسند
گوش سرشان هوس شنوده ز ریو / هذیانشان هدی نموده ز دیو
شده نزدیک عام و دانشمند / سفه و غیبت و فضولی پند
خاص در بند لذّت و شهوات / عام در بند هزل و تراهات
مندرس گشته علم دین خدای / همگان ژاژخای و یافهْ درای
عِزّ خود جسته در بهانهٔ علم / عقل پوشیده در میانهٔ علم
راستیها ز بیم بند و طلسم / روی پوشیده چون الفـ در بسم
خاصگان چون به خانه باز شدند / عامه هم با سرِ مجاز شدند
آن یکی رفته بر ره موسی / وآن دگر مقتدای او عیسی
کیشِ زردشت آشکار شده / پردهٔ رحم پاره پاره شده
ملک توران و ملکت ایران / شده از جور یکدگر ویران
حبشه تاخته سوی یثرب / فیل با ابرهه ز مرغ هرب
خانهٔ کعبه گشته بتخانه / بگرفته به غصب بیگانه
عتبه و شیبه و لعین بوجهل / یک جهان پر ز ناکس و نااهل
عالمی پر سباع و دیو و ستور / صد هزاران ره و چه و همه کور
بر چپ و راست غول و پیش نهنگ / راهبر گشته کور و همره لنگ
خفتهٔ جهل را ز پر خوابی / گزدم حمق کرده ذبابی
پُر ضلالت جهان و پُر نیرنگ / بر خردمند راه دین شده تنگ
بانگ برداشته سحرگاهان / سگ و خر در جهان گمراهان
ای سنایی چو بر گرفتی کلک / درّ معنی کشیدی اندر سلک
چون بگفتی ثنای حق اوّل / پس بگو نعت احمدِ مرسل
چون ز توحید گفته شد طرفی / گفت خواهم ز انبیا شرفی
خاصه نعت رسولِ بازپسین / آن ز پیغمبران بهین و گزین