سنایی › الباب الثّالث اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فض| ” میراث‌دار ادب پارسی “

سنایی - حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
اندر گشادن دل وی
سینهٔ او گشاد روح نخست / هرچه جز پاک دید پاک بشست
درز برداشت در زمان از وی / بند بگشاد همچنان از وی
سینه‌ای را که حق حکم باشد / درز بگشادنش چه کم باشد
بهر آن تا کند درین بنیاد / چون رفو بیند از رفوگر یاد
از پر جبرئیل گشت درست / آن جراحت به امر ایزد چُست
دل او بودی از خیانت پاک / چون ز اشکال هند تختهٔ خاک
رقم او بود قسمت جان را / تختهٔ خاک امر یزدان را
انبیا گرچه محتشم بودند / جملگی صفر آن رقم بودند
پیش بودند نز پی دونیش / پیش بودند بهر افزونیش
گرچه پیشند پیش از این چه غمست / پیشی صفر بیشی رقمست
حکم او همچو حکمتست روان / عمر او همچو دولتست جوان
دین او در جهان رفیع شده / از پی امّتان شفیع شده
بخت او خونبهای پیر و جوان / خردش کیمیای هر دو جهان
بود پاکیزه باطن و ظاهر / خاک عالم ورا شده طاهر
شرع او در بصیرت و احسان / برترست از قیاس و استحسان
ملت درد اصفیا ز گلش / معنی نور انبیا ز دلش
جان یکی فرع او به هفت ندیم / او یکی شرع تو به هفت اقلیم
شوری انگیخت ظاهر و معلوم / بیمش از بوم و بام کلب‌الروم
همچو پیکان سوی همه نیکان / پر برآورده تیز بی پیکان
بهر پیکان تیرش از تعلیم / لقبش داده حق کتاب کریم
اندر آمد به خوی خوش عاطر / نسخت علم غیب در خاطر
گفت دیدم بهشت مأوی را / سِدره و عرش و لوح و طوبی را
دیدم از دل به دیدهٔ لاهوت / در جوامع صوامع ملکوت
لطف فردوس را پسندیدم / قهر زندان عدل هم دیدم
هرچه مکنون غیب حضرت بود / به کم از ساعتی مرا بنمود
داند آنکو دلش ز ریب تهیست / کین همه غیب عالم عُلویست
واسطه کیست پیش پرده سرای / جز ازو در میان خلق و خدای
گر شریفند و گر وضیع همه / کرم او بُوَد شفیع همه