سنایی - حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیهالسّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران
فی تخصیص ابیبکر علی کافّة الناس
دل احمد ز کون بود نقط / آدم و جمله انبیا برخط
انبیا خطِ دائره بودند / همه بر خط جمال بنمودند
وان صحابی که چون ستاره بدند / همه پرگار گرد داره بدند
آنچه گفت احمد آن رسول گزین / اول الخلق و آخرالبعث این
زانکه اول نقط بُد و پس خط / خط دوم خلق بود بعد نقط
جان بوبکر خط اوسط بود / نه ز خط بُد عتیق در خط بود
هادی راه ره نمود او را / هیچ جمعیّتی نبود او را
گرچه اصحاب کهف از پی راه / جمله گشتند از آن خلل آگاه
زرق و تلبیس و مکر دقیانوس / گشت معلومشان که هست فسوس
آنکه از گربهای رمان باشد / کی خدای همه جهان باشد
یا سه یا پنج یا که هفت بدند / بود جمعیّتی چو جمع شدند
بعد از آن سگ متابعت بنمود / تا از آن یک قدم ورا بُد سود
گاه بوبکر خود نبد جمعی / از هدایت بیافت او شمعی
لفظ سیّد چو در زمان بشنید / در شب داج راه راست بدید
به یکی لفظ وی بداد اقرار / گشت از اصنام و از وثن بیزار
لاجرم در میان دایره بود / بیزیان مر ورا برآمد سود
انبیا بُد خط و رسول نقط / جان بوبکر در میانهٔ خط
صدهزاران ترحّم و رضوان / از سنایی به جام او برسان