سنایی › الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌ال| ” میراث‌دار ادب پارسی “

ذکر انواع‌الشهوات علی بعضها تحریض و علی بعضها تمریض اندر صفت شهوات و در حق غلام باره گوید
هرکه شد کون‌پرست بر خیره / گوز یابد ثواب از انجیره
چه دهی از پی گذر گه ثفل / خرد پیر خود به کودک طفل
گر زبر سوش مایهٔ بد اوست / هرچه از زیر سو درآمد اوست
تن بد را بهاش جان خواهد / دل نیک تو رایگان خواهد
خاک پایی چو دیدی اندر پیش / باد دستی شوی ز شهوت خویش
آنکه او نام و ننگ خود بگذاشت / دل تو کی نگه تواند داشت
خصم غمّاز طبع یافه درای / یار خلخال دست زنگله پای
دوست چون زلف زنگیان بدساز / برجهد چون فروکشیش از ناز
چون چراغند از آنکه وقت فدی / چون فتیله ز بن خورند غذی
تا کم از یک دو مه به کسب مجاز / نود خویش سی کنند از آز
بر شکسته دریده غم خوردن / طفل بی‌مادرست پروردن
راست گفت آنکه برگشاد گره / بسته‌گیری به خوی نیکو به
هرکجا دین بود درم نبود / روی و خوی نکو بهم نبود
زشت باشد نکو رها کردن / یوسفی را بنه بها کردن
چون نه یعقوبی و نه بن یامین / زین دعا نشنوی مگر آمین
نزد آنکس که عقل او خوارست / شاهد دل شکر جگر خوارست