سنایی › الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌ال| ” میراث‌دار ادب پارسی “

در حق پارسایان گوید
آن کسانی که راه دین رفتند / چهره از تنگ خلق بنهفتند
واسطهٔ عقد سنّیان بودند / نه حروری نه مرجیان بودند
پخته از حسرت طلب گلشان / سوخته ز آتش وفا دلشان
هرچه اندر جهان پریشان بود / لاجرم زیر حکم ایشان بود
چون به سنّت بُدند یازنده / عالمی بود زان گُره زنده
کرده از بهر جذب فایده‌شان / شهپرِ جبرئیل مایده‌شان
همه بردند کام دولت راند / همه رفتند و نام ازیشان ماند