رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را / تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را
بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند / چون ناخن عروسان از هجر تو نگارا!
ای اهل شهر ازین پس من ترک خانه گفتم / کز نالههای زارم زحمت بود شما را
از عشق خوب رویان من دست شسته بودم / پایم به گل فرو شد در کوی تو قضا را
از نیکوان عالم کس نیست همسر تو / بر انبیای دیگر فضل است مصطفا را
در دور خوبی تو بیقیمتند خوبان / گل در رسید و لابد رونق بشد گیا را
ای مدعی که کردی فرهاد را ملامت / باری ببین و تن زن شیرین خوش لقا را
تا مبتلا نگردی گر عاقلی مدد کن / در کار عشق لیلی مجنون مبتلا را
ای عشق بس که کردی با عقل تنگ خویی / مسکین برفت و اینک بر تو گذاشت جا را
مجروح هجرت ای جان مرهم ز وصل خواهد / این است وجه درمان آن درد بیدوا را
من بندهام تو شاهی با من هر آنچه خواهی / میکن، که بر رعیت حکم است پادشا را
گر کردهام گناهی در ملک چون تو شاهی / حدم بزن ولیکن از حد مبر جفا را
از دهشت رقیبت دور است سیف از تو / در کویت ای توانگر سگ میگزد گدا را
سعدی مگر چو من بود آنگه که این غزل گفت / «مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا»
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.