ای که تو جان جهانی و جهان جانی / گر به جان و به جهانت بخرند ارزانی
عشق تو مژدهور جان به حیات ابدی / وصل تو لذت باقی ز جهان فانی
خوب رویان جهان کسب جمال از تو کنند / آفتاب ار نبود مه نشود نورانی
ز آسمان گر به زمین درنگری چون خورشید / غیر مه هیچ نباشد که بدو میمانی
ماه در معرض روی تو برآید چه عجب / شب روان را چو عسس سخت بود پیشانی
ظاهر آن است که در باغ جمال کس نیست / خوب تر زین گل حسنی که تواش بستانی
از سلاطین جهان همت من دارد عار / گر تو یک روز گدای در خویشم خوانی
شرمسار است توانگر ز زرافشانی خود / چون گدای تو کند دست به جان افشانی
از چنین داد و ستد سود چه باشد چو به من / ندهی بوسه، وگر من بدهم نستانی
خستهٔ تیغ غمت را به بلا بیم مکن / کشته را چند به شمشیر همی ترسانی
سیف فرغانی از عشق بپرهیز و منه / پا در آن کار که بیرون شد از آن نتوانی
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.