ای رفته رونق از گل روی تو باغ را / نزهت نبوده بی رخ تو باغ و راغ را
هر سال شهر را ز رخت در چهار فصل / آن زیب و زینت است کزا شکوفه باغ را
در کار عشق تو دل دیوانه را خرد / زآن سان زیان کند که جنون مر دماغ را
زردی درد بر رخ بیمار عشق تو / اصلیست آنچنانکه سیاهی کلاغ را
دلرا برای روشنی و زندگی، غمت / چون شمع را فتیل و چو روغن چراغ را
اول قدم ز عشق فراغت بود ز خود / مزد هزار شغل دهند این فراغ را
از وصل تو نصیب برد سیف اگر دهند / طوق کبوتر و پر طاوس زاغ را
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.