سیف فرغانی › شمارهٔ ۱۰۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

گشت روی زمین چو صحن بهشت / از رخ خوب یار حور سرشت
دیده از دل کن وببین دیدار / ای قصارای همت تو بهشت
بر گل از روی لاله رخ که نمود / بر مه از مشک سوده خط که نوشت
حسن رویش زخط نگردد کم / رخ ماه از کلف نگردد زشت
یار من در میانه خوبان / همچو لاله است در میانه کشت
بر رخ لاله رنگ او خالیست / همچو نقطه بر آتش از انگشت
عشق او در دل آن اثر دارد / کآب در خاک و آتش اندر خشت
چون منی ذکر غیر او نکند / کرم قز ریسمان نداند رشت
دل نگهدار سیف فرغانی / زآنکه در کعبه بت نشاید هشت