در کوی عشق هرکه چومن سیم وزر نداشت / هرگز درخت عشرت او برگ وبر نداشت
بسیار حلقه بردر وصل بتان زدیم / دیدیم هم کلید به جز سیم وزر نداشت
گفتم بکوی حیله زمانی فرو شوم / رفتم سرای وصل درآن کوی در نداشت
ای پادشاه حسن که همچون من فقیر / سلطان سزای افسر عشق تو سر نداشت
هرکس که آفتاب رخت دید ناگهان / هرگز چو سایه روی خود ازخاک برنداشت
گویی سپاه عشق تو چون بردلم گذشت / بگذشت ازین خرابه که جای دگر نداشت
خود راچو شمع بر سر کویت بسوختم / اندر شب فراق که گویی سحر نداشت
چون صبح وصل دم زد وخورشید رو نمود / این طالب مشاهده چشم نظر نداشت
آن مدعی بخنده نبیند جمال وصل / کو چشم در فراق تو از گریه تر نداشت
گرد در تو در طیرانست روز و شب / مرغ دل ارچه لایق آن اوج پرنداشت
گر تیغ بر سرش زنی آگاه نیست سیف / هر کو زخود خبیر شد ازخود خبر نداشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.