در آن زمان که دلم میل با جمالی داشت / نبود بی خبر از سر عشق و حالی داشت
زلطف معنی حسن ورا کمالی بود / زعشق صورت حال رهی جمالی داشت
زکان لطفش گویی برو فشانده بود / هرآن جواهر مخزون که حق تعالی داشت
بعون طالع سعد آسمان همت من / ز روی او مه و از ابروش هلالی داشت
چو صفحهای رخش روی روزگار رهی / زعشق چهره او دلفریب خالی داشت
چو ذره بودم وبا آفتاب قربم بود / ستاره بودم و با ماه اتصالی داشت
اگر وصال همی خواست درزمان می یافت / ورانبساط همی کرد دل مجالی داشت
زحال دل چو بگفتم بجان جوابم داد / که درمشاهده من بودم او خیالی داشت
مثال جان من آن روز همچو ریحان بود / که درسراچه قرب از بدن سفالی داشت
جمال دوست زهر پرده جلوه خود کرد / کسی ندید که اهلیت وصالی داشت
درآن دیار که یوسف رخی پدید آمد / خرید و سود کند هر کسی که مالی داشت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.