عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت / بختیار اوست برما که ترا یار گرفت
من اسیر خود واز عشق جهانی بیخود / من درین ظلمت وعالم همه انوار گرفت
وقت آنست که از روزن ما در تابد / آفتابی که شعاعش در ودیوار گرفت
بلبل از غلغل مستانه خود بی خبرست / که گل از باغ بشهر آمد و بازار گرفت
دوست در روز نهان نیست چو آتش در شب / لیک نورش ره ادراک بر ابصار گرفت
باغ وصل تو که هجران چو سر دیوارش / از پی حفظ گل وصل تو در خار گرفت
هست ملکی که سلاطین جهاندار آنرا / نتوانند بشمشیر گهر دار گرفت
حسن تو یوسفی و عشق تو روح القدسی است / که ازو مریم اندیشه من بار گرفت
دل خود را پس ازین قلب نخوانم چو زعشق / مهر همچون درم وسکه چو دینار گرفت
دوست چون روی بغمخواری من کرد مرا / چه غم ار پشت زمین دشمن (خون) خوار گرفت
سیف فرغانی اگر نیز مرا قدح کند / عیب او هم نکنم نیست بر اغیار گرفت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.