جانم از عشقت پریشانی گرفت / کارم از هجر تو ویرانی گرفت
وصل تو دشوار یابد چون منی / مملکت نتوان بآسانی گرفت
گر سعادت یار باشد بنده را / سهل باشد ملک و سلطانی گرفت
دست در زلفت بنادانی زدم / مار را کودک بنادانی گرفت
دوست بی همت نگردد ملک کس / ملک بی شمشیر نتوانی گرفت
حسن رویت ای صنم آفاق را / راست چون دین مسلمانی گرفت
بر سر بالین عشاقت بشب / خواب چون بلبل سحرخوانی گرفت
گفتمت کامم بده، گفتی بطنز / من بدادم گر تو بتوانی گرفت
دربهای وصل اگر جان میخوهی / راضیم چون نرخش ارزانی گرفت
اینچنین ملکی که سلطان را نبود / چون تواند سیف فرغانی گرفت
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.