سیف فرغانی › شمارهٔ ۱۲۸| ” میراث‌دار ادب پارسی “

مرا تا دل شد اندر کار رویت / بصد شادی شدم غمخوار رویت
مرا گر دست گیری جای آنست / که حیران مانده ام در کار رویت
برد ارزان مکن نرخ دل و جان / بحسن ار تیز شد بازار رویت
بهر دم صورتی در خاطر آید / مرا از لفظ معنی دار رویت
اگر تو پرده برداری از آن روی / نگنجد در جهان انوار رویت
وگر نه زلف تو بودی نماندی / نهفته بر کسی اسرار رویت
وگر چه خاک را زر کرد خورشید / ندارد سکه دینار رویت
ز روی تو بعالم در اثر هاست / بهار آنک یکی ز آثار رویت
مرو ای سیف فرغانیت قربان / بیا ای عید من دیدار رویت