دلم رادر نظر آمد دهانت / عجب چون آمد او را در نظر هیچ
عرق بر عارض تو آب برآب / حدیثم در دهانت هیچ در هیچ
ز وصف آن دهان من در شگفتم / که مردم چون سخن گویند برهیچ
من ازعشق تو افتاده بدین حال / نمی پرسی زحال من خبر هیچ
چنان بیگانه کشتستی که گویی / ندیدستی مرا بر ره گذرهیچ
نشستم سالها بر خوان عشقت / بجز حسرت ندیدم ماحضر هیچ
دلی از سیف فرغانی ببردی / چه آوردی تو مارااز سفر هیچ
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.