تویی که زلف و رخت رو بکفر و دین دارد / که هر دوتا با بد رنگ آن و این دارد
کسی که نقش رخ و زلف تست در دل او / موحدیست که در سینه کفر و دین دارد
حدیث زلف تو بسیار گفتم و چکنم / مرا غم تو پریشان سخن چنین دارد
چه دلبری تو که نازاده مریم حسنت / هزار عیسی گویا در آستین دارد
بزیر سایه زلف از قفات می تابد / همان شعاع که خورشید در جبین دارد
چو آفتاب رخت دید آسمان می خواست / که همچو سایه تراروی بر زمین دارد
خط تو سلسله از مشک بر قمر بندد / لب تو پای مگس را در انگبین دارد
بتلخ گویی آن لب شکایت از که کنم / چو بخت شورمنش هر زمان برین دارد
بغمزه ریخته ای خون سیف فرغانی / مگر که چشم تو از مردمی همین دارد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.