در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد / زیرا که سر زلفت پر فتنه سری دارد
برآتش دل آبی از دیده همی ریزم / تا باد هوای تو برمن گذری دارد
من در حرم عشقت همخانه هجرانم / در کوی وصال آخر این خانه دری دارد
تو زاده ایامی مردم نبود زین سان / این مادر دهرالحق شیرین پسری دارد
ازتو بنظر زین پس قانع نشوم می دان / زیرا که چومن هرکس با تو نظری دارد
تلخی غمت خوردم باشد سخنم شیرین / ای دوست ندانستم کین نی شکری دارد
جایی که غمت نبود شادی نبود آنجا / انصاف غم عشقت نیکو هنری دارد
درمذهب درویشان کذبست حدیث آن / کز عشق سخن گوید وز خود خبری دارد
کردم بسخن خود را مانند بعشاقت / چون مرغ کجا باشد مور ارچه پری دارد
من بنده بسی بودم در صحبت آن مردان / عیبم نتوان کردن صحبت اثری دارد
نومید مباش ای سیف از بوی گل وصلش / در باغ امید آخر هر شاخ بری دارد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.