نگار من چو اندر من نظر کرد / همه احوال من بر من دگر کرد
بپرسش درد جانم را دوا داد / بخنده زهر عیشم را شکر کرد
ز راه دید ناگه در درونم / درآمد نور و ظلمت را بدر کرد
بشب چون خانه گشتم روشن از شمع / که چون خورشیدم از روزن نظر کرد
ز هر وصفی که بود او را و اسمی / بقدر حال من در من اثر کرد
بگوشم گوش شد با چشم شد چشم / ز هرجایی بنسبت سر بدر کرد
بغمزه کشت و آنگاهم دگر بار / بلب چون مرغ عیسی جانور کرد
چو سایه هستیم را نور خود داد / چو آن خورشید رخ بر من گذر کرد
دلم روشن نگردد بی رخ او / که بی آتش نشاید شمع بر کرد
برین سر راست ناید تاج وصلش / ز بهر تاج باید ترک سر کرد
بجان در زلفش آویزم چه باشد / رسن بازی تواند این قدر کرد
مرا از حال عشق و صبر پرسید / چه گویم این مقیم است آن سفر کرد
خمش کن سیف فرغانی کزین حال / نمی شاید همه کس را خبر کرد
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.