عاشقانرا که چو من دست بزر می نرسد / سر آن هست که در پای تو جان افشانند
عمر عشاق تو مانند نمازست ای دوست / لاجرم در همه ارکانش ترا می خوانند
دعوی چاکری تو چو منی را نرسد / که غلامان ترا بنده خداوندانند
این لطایف که در اوصاف تو من می گویم / هوس آن همه را هست ولی نتوانند
سیف فرغانی از حرمت نام یارست / گر نویسند سخنهای ترا ور خوانند
وقت آن شد که خضر گوید و مردم دانند / که تویی آب حیات و دگران حیوانند
اهل صورت همه از معنی تو بی خبرند / واهل معنی همه در صورت تو حیرانند
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.