گر او مراست هرچه بخواهم مرا بود / ملکی بدین صفت چو منی راکجا بود
با فقر وفاقه هیچ حسد نیست بر توام / گو هردو کون از آن تو واو مرا بود
در ملک آن فقیر که باشد غنی بعشق / مسکین شمر توانگر وسلطان گدا بود
باآب دیده زآتش شوقش بگور شو / تا خاک تیره را ز روانت صفا بود
مشهور زهد را نه ز بینایی دلست / گر طاعتی کند نظرش بر جزا بود
آن سرفراز دامن جانان کند بچنگ / کش آستین منع چو دست عطا بود
رنج تو هستی تو شد ار عافیت خوهی / با هستی تو عافیت اندر بلا بود
بر دشمنان بلشکر همت بزن که مار / دندان کند سلاح چو بی دست وپا بود
آنگه سزای قربت جانان شوی که تو / بی تو شوی وجای تو بیرون زجا بود
پیش از ممات هرکه فنا کرد نفس را / بعد از حیات مشربش آب بقا بود
عشاق روی دوست نباشند همچوسیف / نی دانه همچو کاه ونه گل چون گیا بود
درباره ما
«سخن» آنگاه زاده شد که دلتنگیِ زبانِ مادری، ما را به جستجو وا داشت؛ جستجوی گنجینهای از واژگانی که قرنهاست در دیوانها و مثنویها و غزلها، چون مرواریدی در صدفِ دلِ شاعران نشسته است.
این پایگاه، نه صرفاً یک کتابخانهی دیجیتال، بلکه شبستانیست برای آنکه در هیاهوی این روزگار، گوشهای بیابیم و دمی با مولانا همنوا شویم، با حافظ همراز گردیم، و در بزمِ خیام و سعدی و فردوسی، جامِ سخن برکشیم.
باورمان آن است که هر بیت از اشعار پارسی، تکهای از هویت ماست؛ تار و پودی از فرهنگ، تاریخ و روحِ این سرزمین که نباید در غبارِ فراموشی گم شود. از اینرو، با عشقی بیپایان و دستی لرزان از احترام، گرد هم آمدهایم تا این میراثِ گرانبها را، به زیباترین شکلی که در توانمان بود، به دستِ شما برسانیم.
«سخن، شبستانی برای همنشینی با خسروان سخن پارسی»
📜 این پایگاه به همت انتشارات نسیم کوثر و شرکت توسعه فناوری کلمه رایان، با هدف پاسداری از هنرِ ادبیاتِ پارسی راهاندازی گردیده است.