سیف فرغانی › شمارهٔ ۲۷۳| ” میراث‌دار ادب پارسی “

بر در تو عاشقان دارند کار / دوستان با دوستان دارند کار
کار ما با تست نه با دیگران / دیگران با دیگران دارند کار
ما زعالم با تو می ورزیم عشق / اختران با آسمان دارند کار
با رخ خوب تو من دارم نظر / با مه وخور اختران دارند کار
ما چو فرهادیم دور از خدمتت / با تو شیرین خسروان دارند کار
با چوتو جانان بدل ورزند عشق / با چو تو دلبر بجان دارند کار
روح بخشایی بدم عیسی نفس / چون نفس با آن دهان دارند کار
روز وشب همچون مگس با انگبین / با چو تو شیرین لبان دارند کار
ما تهی دستان درین ره ایمن ایم / ره زنان با کاروان دارند کار
ما بدرویشان کویت مایل ایم / مقبلان با مقبلان دارند کار
بی خبر زین ذوق چندین آدمی / روز وشب با آب ونان دارند کار
مانده اندر پوست بی مغزان عصر / همچو سگ با استخوان دارند کار
این جماعت از جهان ما نه اند / زآنکه با اهل جهان دارند کار
ما چو عزرائیل باجان وین گروه / چون کفن با مردگان دارند کار
سیف فرغانی مقیم کوی تست / بلبلان با بوستان دارند کار